تا دلم در حرم قرب تو یابد راهی آتشی زن به وجودم که براید آهی سفر از خویش نکردم که رهم دور افتاد ور نه تا کعبهء وصل تو نباشد راهی گر شود عمر، شبی، با تو همان شب گذرد صبح فریاد برارم چه شب کوتاهی تو به یک کاه دو صد کوه گنه میبخشی منِ بیچاره چه سازم که ندارم کاهی؟
+
امروز بعد از مدتها اومدم پیامرسان، چندتا از پیامها رو داشتم واکاوی میکردم... می بینم دوستان قدیمی رفتن، احترامها کم شده. رفاقتها گروه گروه شده... خیلی ناراحت کننده است.